چقدر سخته كه وقتي همسرت تو رو براي ضيافت شام دعوت ميكنه و ميگه امشب جايي قرار نزار كه فقط با هم باشيم براي پوشيدن لباس نتوني تصميم بگيري...ولي وقتي رفتم سر وقت كمد لباسا و يه دست لباس پيدا كردم كه تنم بشه و بد فرم واينسته , بعد از پوشيدنش جلو آيينه برانداز كردم ديدم دوست دارم پسرم معلوم باشه....

پرم از احساسات ضد و نقيض و نميدونم از كجا نشئت ميگيره اين...

عزيز نوشت:هر بار ميگي تو هديه دفعه بعد جبران ميكنم و من هنوز بعد از 4سال نميدونم اين دفعه بعد كي مياد؟؟؟؟

خدايا!شكرت...