نيمه راه
خوب از آنجاييكه مادر و پسر توانستيم نيمه راه را برويم و شكر خدا بد هم
نگذرانديم ديروز به همين مناسبت براي خودمان جشن گرفتيم دوتايي رفتيم بيرون
و براي مامان جون لباس خريديممممم خيلي خوشگل و شيك برگشتيم خونه و دستور
نداده انار دانه شده برايمان آوردند و تناول كرديم و خوابيديم...
كسي كه يادش نبود ما خودمان يه فكري كرديم ديگر...
خدايا!همين لذتهاي آني را از ما دريغ نفرما!
پ.ن:اتفاق دوستم داره جدي ميشه....
+ نوشته شده در یکشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۱ ساعت 8:14 توسط سودا
|